شهید دکتر احمدرضا احدی

۱۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «چین» ثبت شده است

دلایل مثبت بودن اتحاد راهبردی با چین

دلایل مثبت بودن اتحاد راهبردی با چین

دلایل مثبت بودن اتحاد راهبردی با چین

 

در روزهای اخیر گمانه زنی های زیادی در خصوص قرارداد 25 ساله ایران با چین منتشر شده که بحث های مختلف و متضادی را در این خصوص شاهد بوده ایم‌.

 

در این زمینه ذکر چند مورد به نظرم ضروری می رسد:

 

اول ، اقتصاد آینده دنیا طبق شواهد و آمارهای موجود بی شک در قبضه چین خواهد بود و این کشور با وجود داشتن اقتصاد ارشادی و کنترلی توسط دولت در زمینه شاخصه رشد اقتصادی و ثبات ملی، حتی در ایام کرونا موفق تر از سایر قدرت های اقتصادی لسه فر عمل کرد که  این امر با توجه به دیدگاه های اصولی جمهوری اسلامی در رد اقتصاد آزاد لیبرالی می تواند کاتالیزور همکاری های بین دو کشور شود.

 

دوم، چین هیچگاه در طول تاریخ چشم به تمامیت ارضی ایران نداشته است . در دوره معاصر نیز چه در زمان پهلوی و چه جمهوری اسلامی همواره در جهت ایجاد روابط متوازن با ایران ساعی بوده اند؛ البته این گزاره به معنای دوستی ایشان با ایرانیان نیست بلکه منافعشان بر همکاری با ایران ایجاب می کند . اصولا آنان صرفا سعی در گسترش بازار تولیداتشان در جهت افزایش ثروت ملی خود دارند.

 

سوم، چین نفت ندارد و برای تداوم توسعه اقتصادی و تولیداتش به شدت به آن وابستگی دارد. این در حالی ست که اکثر منابع نفتی جهان زیر تسلط آمریکاست و در صورت ادامه روند رشد اقتصادی چین و تضعیف آمریکا در معادلات اقتصاد و تجارت بین الملل ، هر لحظه این امکان وجود دارد که آمریکا متحدان نفتی خود را جهت تحریم فروش نفت به چین تحت فشار قرار دهد و تولیدات آن را مختل کند. فلذا مسئولان چینی به دنبال یک منبع قابل اتکای دراز مدت و دارای ثبات امنیتی برای خرید نفت با قیمت مناسب اند . با توجه به تحریم های شدید آمریکا و متحدان غربی اش علیه صادرات نفت ایران و ضربه شدیدی که به درآمدهای نفتی این کشور زده است  ، به نظر می رسد در صورت امضای قرارداد 25 ساله با چین، ایران دیگر دغدغه فروخته شدن نفت تولیدی اش را نداشته باشد . ظاهرا چینی ها سرمایه گذاری کلان در صنعت نفت ایران را در ازای فروش نفت ( که در ازای آن یوان خواهند پرداخت) پیشنهاد کرده اند.

 

چهارم، چین به صورت جدی مترصد از بین بردن هژمونی دلار است. به همین جهت سالانه بیش از 1000 تن طلا به ذخایرش اضافه می کند و در پی آن است که در یک فرصت مناسب با قرار دادن طلا به عنوان پشتوانه پول ملی خود و تبدیل آن به ارز اصلی تجارت بین المللی ، عملا به سلطه دلار پایان دهد. البته اینکار اصلا راحت نخواهد بود و یک اعلان جنگ به آمریکاست اما به هر حال چینی ها خزنده در حال پیشروی اند و تاکنون عموسام در مهار آنها ناموفق بوده است.

 

پنجم، چین در حال ایجاد کریدور تجاری موسوم به جاده ابریشم از خاک خود به سمت اروپا بوده و در این پروژه بهترین و مقرون به صرفه ترین مسیر ایران است. در حال حاضر خط آهن چین تا بندر گواتر پاکستان کشیده شده و اگر به خط ریلی ایران و ترکیه متصل شود به راحتی بازار اروپا از طریق خط آهن در دسترس کالاهای چینی خواهد بود .

 

همچنین کشورهای متحد ایران همچون عراق ، سوریه و لبنان نیز می توانند به این خط آهن متصل شوند و منافع سرشاری نصیب آنها گردد.

ایران می تواند بابت هر کانتینری که از خاکش بگذرد عوارض دریافت کند و از ویژگی ژئواکونومی خود نهایت استفاده را برای سود دراز مدت ببرد.

 

ششم، چین فرهنگ جذابی ندارد. آنها انسان هایی اند که مثل ماشین کار می کنند و با 2چوب غذا می خورند و از خوردن کرم و سوسک و گوشت سگ و گربه ابایی ندارند. لذا به هیچ وجه از نقطه نظر فرهنگی ملت ایران را تهدید نمی کنند. چین نه هالیوود و ولنتاین دارد ، نه مک دونالد و کی اف سی و نه ایدئولوژی اش برای ملت هایی چون ایران جذاب است. چین صرفا با استفاده از نظم آهنین و مدیریت کارآمد تولید ثروت می کند . چیزی که جمهوری اسلامی بدان احتیاج مبرم دارد.

 

هفتم، به باور نویسنده ، تحریم های 40 ساله غرب علیه جمهوری اسلامی بیشترین تاثیرش در دوری ایرانیان از تکنولوژی روز جهان بوده است.

تولید ثروت به 3 عامل مهم تکنولوژی، سرمایه و نیر‌وی کار نیاز دارد.

 

چینی ها پس ورود به جامعه جهانی در طی همکاری با غرب توانستند تکنولوژی را وارد کنند و اکنون خود صاحب آن اند. همکاری با چین می تواند در ورود فناوری های پیشرفته به ایران موثر باشد و نیروی کار ایران را در کارخانجات تولیدی فعال نماید.

 

البته تحقق موارد فوق الزاماتی نیز دارد که در آینده بدان ها خواهم پرداخت.

علیرضا تقوی نیا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

قرارداد با چین، مثل فیل در تاریکی است

قرارداد با چین، مثل فیل در تاریکی است

قرارداد با چین، مثل فیل در تاریکی است

 

داستان حضرت مولانا در خصوص دیدن فیل در تاریکی و تفسیرهایی که از این واقعه منتشر شد، امروز مشابه  داستان قرارداد 25 ساله چین با ایران است و تعبیر و تفسیرهایی که نه میشود رد کرد و نه پذیرفت.

 

اما آنچه باعث نگرانی مردم ایران شده سابقه همکاری چین با شرکای تجاری خود و نیز بی اخلاقی تجار ایرانی و واردات گسترده کالاهای بنجل چینی در سالیان گذشته است که عزت ملی را لگد مال کردند و بسیاری از صنایع و کارخانجات را ورشکسته کردند.

 صید ترال هم داستان غم انگیز همکاری با چین است‌.

 

بهر حال بخشی از نگرانی ها بجا و مسبوق به سابقه است و بخش دیگر گمانه زنی های بی پایه و اساس.

ایران هم باید شریک تجاری راهبردی داشته باشد. غرب به هیچ عنوان حاضر به همکاری با ایران نیست و از امروز فارغ البال تر از گذشته با طرح های توسعه ایی ایران مقابله خواهد کرد. غربیها تهدیدات ایران را برای رفتن به سمت چین نادیده گرفتند.

نگرانی دیگر سابقه بسیار بد دولتهای اصلاح طلب  در قراردادهایی مثل کرسنت و برجام است که این قرارداد را در معرض بیم و نگرانی های جدی قرار می دهد. بخصوص آنکه لاریجانی مسئول این مذاکرات در این قرارداد بوده است و نمی توان به سادگی از کنار اقدامات قبلی ایشان در قراردادهای مشابه گذشت. او نشان داده خط قرمزی بنام منافع ملی را به رسمیت نمی شناسد.

 

ایرانیها در قرارداد با پژو، فرانسوی ها را هم وادار به گرانفروشی به هموطنان خود کردند. بعید است تغییر رویه ایی در کار باشد و قرار باشد محصولات چینی با قیمت مناسب و حتی قیمتهای جهانی به دست مردم ایران برسد.

 

ما اگر نتوانیم بحران ارزش افزوده خود را حل کنیم، نه مشارکت راهبردی با چین و نه افزایش لجام گسیخته نقدینگی هم نمی تواند درمان دردهای اقتصادی ما باشد. بحران ارزش افزوده باعث خواهد شد ما سهم آیندگان را به چین واگذار کنیم.

 

بحران ارزش افزوده راه حل دیگری دارد.

 

مجید گودرزی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

نامزد ریاست سازمان سیا می‌گوید:چین بزرگ‌ترین آزمون ژئوپلیتیک برای آمریکاست

نامزد ریاست سازمان سیا می‌گوید:چین بزرگ‌ترین آزمون ژئوپلیتیک برای آمریکاست.

نامزد ریاست سازمان سیا می‌گوید:چین بزرگ‌ترین آزمون ژئوپلیتیک برای آمریکاست.

ویلیام برنز، فردی که از سوی بایدن به عنوان نامزد ریاست سازمان سیا معرفی شده، متعهد شد که با تأکید بر مسئله فن آوری نظارت بر چین را افزایش دهد و حملات مرموزی که باعث بیماری افسران سازمان سیا در خارج کشور شده را مورد بررسی قرار دهد.

بنفشه کاظمی

http://www.nytimes.com/video/us/politics/100000007622199/william-burns-cia-confirmation-hearing.html

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

دیپلماسی انرژی چین در خلیج فارس

دیپلماسی انرژی  چین در خلیج فارس

دیپلماسی انرژی  چین در خلیج فارس

 

با فروپاشی کشور شوروی فرصت های متفاوت و متعدد توسعه برای کشورهای مختلف پا به عرصه ی ظهور و بروز گذاشت یکی از این کشورها که توانست از این فرصت ها به نحو شایانی استفاده کند کشور مهم و استراتژیک چین است.این کشور در ابتدا برای رشد خود تلاش های متفاوت و متعددی انجام داد و سپس با یک سیاستگذاری صحیح توانست  از توسعه ی سیاسی به توسعه ی مبتنی بر اقتصاد برسد و رشد فزاینده ای را در این باب تجربه کند .از این رو این در این کشور نیاز به یک سیاست خارجی توسعه گرا مبتنی بر روابط با کشورها و مناطق مهم جهان بود که یکی از این مناطق ،منطقه ی مهم، راهبردی و استراتژیک خلیج فارس می باشد.

در این گزارش به دنبال پاسخ به این سوال خواهیم بود  که کشور چین در راستای تقویت دیپلماسی انرژی خود با کشور های خلیج فارس در پی کسب چه اهدافی می باشد و دکترین انرژی خود را در این منطقه چگونه سیاست گذاری نمود. یکی از پارامترهای مهم در بررسی روند توسعه ی کشور چین ،نگاه این کشور به مساله ی مهم سیاست گذاری عرصه انرژی است که در ادامه به آن خواهم پرداخت .

 

در ابتدای این گزارش بهتر است کمی در رابطه با دیپلماسی انرژی مطالبی را بیان کنم  شاید در اولین تعریف در این رابطه بتوان بیان کرد که دیپلماسی انرژی یعنی  استفاده از ابزار دیپلماتیک جهت حضور در صحنه بین­ المللی و حفظ جایگاه خویش در نظام بین­ الملل، اما شاید این تعریف بیشتر از اینکه اصالت را به انرژی دهد به دیپلماسی می دهد  .

در بیانی دیگر دیپلماسی انرژی را می توان  بکارگیری ابزارها و دانش سیاسی در مسائل مربوط به انرژی اعم از عرضه، تقاضا، تبدیل و ... دانست در این تعریف نیز  به نسبت تعریف قبلی ،مفهوم بر مبنای انرژی محور بودن است .

 اما در یک تعریف دو سویه یعنی اینکه اصالت مفهوم هم با انرژی باشد و هم دیپلماسی می توان بیان کرد که دیپلماسی انرژی، حرکتی هدفمند، بلندمدت و دارای قوانین خاص خود بوده که در صدد ایجاد و حفظ امنیت انرژی کشور می­باشد و با برخورداری از یک چارچوب دیپلماتیک قوی و کارآمد برای هر کشور، می­تواند زمینه موفقیت ان را در امر انرژی در فضای جهانی فراهم آورد.

 

امروزه بسیاری از تحلیل گران حوزه ی مسائل چین بر این باورند که این کشور را به دو حوزه زمانی مهم باید تقسیم کرد نخست سال 1949 که در این کشور مائو به رهبری رسید و این شخص یک جامعه ی آرمانی را برای این کشور ترسیم کرد که بعضا سیاست های این فرد سبب شد که نه تنها این کشور به اهداف آرمان گرایانه ی خود نرسد بلکه با چالش های عدیده ی داخلی و خارجی مواجه شود

اما از زمانی که دنگ شیائو پینگ در دور جدید حکمرانی بر کشور چین بر سر کار آمد نگاه او به توسعه تغییرات فراوانی را در جامعه ی چین بوجود آورد  و این کشور توانست به تفکری جدید در شناخت صحیح از روابط فضای بین الملل برسد.

در اینجای گزارش لازم است از یکی از مهم ترین نظریات روابط بین الملل استفاده کنم و آن هم نظریه ی وابستگی متقابل است این نظریه بیان می دارد که  عدم تقارن میان طرفین  سبب نفوذ یکی بر دیگری می شود. بازیگرانی  هستندکه وابستگی کمتری نسبت به طرف مقابل دارند لذا غالبا می توانند از این رابطه به عنوان یک عامل قدرت برای چانه زنی استفاده کنند.  بر همین اساس کوهن و نای وابستگی متقابل نامتقارن را منبع قدرت برای کنترل منابع و یا ظرفیت تاثیرگذاری بر نتایج می دانند.چینی ها از این نظریه استفاده کردند و به این نتیجه رسیدند که بهترین راه پیشرفت در گرو همکاری های متقابل است.

 

با این مقدمه باید به این موضوع پرداخت که چرا خلیج فارس برای کشور چین از اهمیت بالایی برخوردار است.این منطقه عظیم ترین منابع نفت و گاز را در خود جای داده است و همین امر سبب شده است که بسیار استراتژیک و راهبردی باشد؛ طبق آخرین براوردها این منطقه بیش از 3/2نفت جهان و 3/1 گاز جهان را در خود جای داده است.

 

این کشور در ابتدا بیشتر سیاستگذاری انرژی  خود را در حیطه ی زغال سنگ قرار داد و همین امر سبب شد که طبق برآوردها عدد این سیاستگذاری را بیش از 68درصد بدانند اما به دلیل این مسئله که آلودگی این نوع سیاستگذاری بسیار زیاد است به یک شیفت پارادایمی با این مسئله مواجه شدند و همین امر سبب شد که سیاستگذاری بر مبنای نفت گاز در اصل انرژی این کشور قرار گیرد.

 

کشور چین در منطقه ی خلیج فارس 3 راهبرد جداگانه ولی موازی را در پیش گرفته است و مقیاس های سیاست خارجی توسعه گرای خود را نیز بر همین پایه استوار کرده است که از این راهبردها در وهله ی اول می توان به توجه به کشورهایی که می توانند ضامن بقای این کشور در طی سالیان متمادی باشند و در وهله ی دوم به همکاری های متقابل انرژی محور فی مابین کشورهای چینی و کشور های خلیج فارس و در نهایت به ایجاد میادین مشترک اشاره کرد.

 

این کشور به عنوان یک قدرت اقتصادی در دهه های اخیر به طور بسیار زیادی به خلیج فارس وابسته شده است البته نکته ای در اینجا قابل ذکر است اینکه کشور چین حداقل به میزان 50سال نمی تواند منطقه ای راهبردی جز خلیج فارس پیدا کند، و اهمیت این موضوع از آن جهت است که انرژی داخلی کشور چین در غالب میادین تقریبا رو به اتمام است و به همین سبب مسئله ی مهم امنیت انرژی در سیاست خارجی چین به پارامتری مهم و تاثیر گذار تبدیل شده است.

 

از این رو دو کشور در منطقه ی خلیج فارس از اهمیت بالایی در سیاست خارجی کشور چین برخوردارند که می توانیم آنها را عربسستان سعودی و جمهوری اسلامی ایران بدانیم دلیل این امر نیز در آن است که به طور مثال کشور چین با عربستان سعودی رابطه ای را از سال 1993 آغاز کرده است و از این کشور شروع به واردات نموده است و با توجه به اینکه چین نیاز به این منابع دارد بازی های سیاسی مناسبی را نیز با این کشور آغاز کرده است .

 

در نوع دیگری جمهوری اسلامی ایران نیز وجود دارد که به دلیل ارتباطات فراوان میان این دو کشور ،کشور چین نیز دیپلماسی انرژی را در میادین این کشور در پیش گرفته است.

 

در پایان این گزارش باید مطرح کرد که کشور چین ضمن توسعه ی همکاری های خود با همه ی کشوهای منطقه برای حضور در خلیج فارس سعی در تعامل و نه تقابل با قدرت های منطقه ای و فرا منطقه ای بویژه آمریکا داشته است .

 

پرهام پوررمضان

پژوهشگر اندیشکده روابط بین الملل 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

جزیره تایوان، میدان رویارویی آمریکا و چین می شود؟

جزیره تایوان، میدان رویارویی آمریکا و چین می شود؟

جزیره تایوان، میدان رویارویی آمریکا و چین می شود؟

 

جمهوری خلق چین (حزب کمونیست) جزیره تایوان را جزو مناطقی می داند که باید حاکمیت این نظام سیاسی بر آن اعمال شود اما غرب گرایان و به خصوص ایالات متحده با پشتیبانی از تایوان با این ادعای چین مخالفند.

 

کمونیست ها با رهبری مائو تسه تونگ از سال 1949 با شکست ناسیونالیست ها به رهبری "چیانگ کای شک" بر تمام جغرافیای چین سیطره یافتند و نیروهای جمهوری چین به جزیره تایوان عقب نشینی کردند.

 

از آن روز دولت تایوان تحت حمایت ایالات متحده بود و به عنوان نماینده چین شناخته میشد اما از سال 1971 چین با این شرط که کرسی چین باید از ناسیونالیست ها گرفته و به جمهوری خلق واگذار شود وارد سازمان ملل شد.

 

از آن روز هر کشوری تایوان را به رسمیت بشناسد، حق داشتن روابط دیپلماتیک با جمهوری خلق چین را ندارد.

 

در سالهای گذشته پس از اصلاحات عمیق و موفق "دنگ شیائو پینگ"، به کمک بازدارندگی اتمی و حق وتو و سایر مولفه های قدرت چون جمعیت بالا و ژئوپلتیک مناسب، این کشور در طی همکاری با غرب به رشد بی سر و صدا اما بسیار سریع در اقتصاد دست یافت.

 

ایالات متحده پس از مدتی متوجه اشتباه خود در همکاری با چین گردید، اما دیگر دیر شده بود، زیرا چینی ها از طریق همکاری با غرب توانسته بودند به یک کشور صاحب تکنولوژی تبدیل و خود را در قامت رقیبی قدرتمند برای آمریکا ها جلوه دهند.

 

از سال 2011 دکترین اوباما بر کنترل چین تبدیل گردید و با روی کار آمدن ترامپ این استراتژی تقویت شد.

 

ایالات متحده علاوه بر جنگ تجاری ، همزمان بر تضعیف چین از طریق حمایت از ناراضیان داخلی مانند اعتراضات هنگ کنگ ، سین کیانگ و تبت متمرکز است.

 

در بعد دیگر در تلاش است تا با ایجاد چالش های نظامی و امنیتی به سان درگیری مرزی با هند و اختلافات در دریای چین جنوبی و دریای زرد (شاخاب شمال دریای چین شرقی) و ... دامن بزند.

 

اما برخلاف انتظار تاکنون چینی ها بر تمام چالش ها فائق شده اند و برآوردها نشان می دهد اگر ایالات متحده تدبیری نیاندیشد در 5 سال آینده چین قدرت اول اقتصادی جهان خواهد شد.

 

چینی ها همچنین در حال ساخت چندین ناو هواپیمابر، رزم ناو و ناوشکن هستند و در زمینه هوایی هم گسترش سریعی داشته اند.

 

آنها در بعد ژئو اکونومیک نیز با احیای جاده ابریشم نشان دادند عزم جدی برای افزایش نفوذ خود به سمت باختر دارند.

 

برآیند تصمیمات و رفتارهای چشم بادامی ها به صاحب نظران می گوید که آنها در آینده قصد دارند خود را در قامت یک ابرقدرت مطرح کنند.

 

البته چین برای ابرقدرت شدن بر خلاف ایالات متحده فاقد برخی مولفه ها چون قدرت رسانه ای و نرم، تکنولوژی بسیار پیشرفته، فرهنگ جذاب، زبان آسان جهت یادگیری و ایدئولوژی جذاب هستند.

 

چین امروز به صورت تک حزبی اداره می شود، آزادی بیان در آن پایین و رهبر آن مادام العمر است؛ یعنی توسعه اقتصادی آن متناسب و متوازن با توسعه سیاسی نبوده و همین امر به گمان نگارنده پاشنه آشیل اصلی نظام جمهوری خلق در آینده خواهد شد.

 

با این وجود نمی شود منکر شد که اگرچه چین مولفه های لازم برای تبدیل به یک ابرقدرت در همه عرصه ها را ندارد لکن در زمینه اقتصادی قابلیت زمین زدن آمریکا را خواهد داشت.

 

بنابراین آمریکا ساکت ننشسته و قصد دارد با حضور نظامی گسترده در اطراف چین، آن را کنترل کند و جزیره تایوان یک سرپل مناسب برای ایالات متحده در این خصوص خواهد بود؛ تصمیمی که به شدت برای چینی ها حساسیت برانگیز بوده  و اصلا آن را برنخواهند تافت.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

نماینده چین در سازمان ملل متحد: مخالف از سرگیری مکانیزم ماشه علیه ایران توسط آمریکا هستیم

نماینده چین در سازمان ملل متحد: مخالف از سرگیری مکانیزم ماشه علیه ایران توسط آمریکا هستیم

نماینده چین در سازمان ملل متحد: مخالف از سرگیری مکانیزم ماشه علیه ایران توسط آمریکا هستیم

 

(شین هوآ): جانگ جون نماینده دائم چین  در سازمان ملل متحد در جلسه گذشته شورای امنیت بار دیگر مخالفت خود را با درخواست مکانیزم ماشه توسط آمریکا مخالفت کرد و گفت چین به مسئله هسته ای ایران اهمیت زیادی می دهد و همواره متعهد به حمایت از چندجانبه گرایی، رژیم منع گسترش سلاح های هسته ای و صلح و ثبات در خاورمیانه است وی نامه چند روز پیش آمریکا به رئیس شورای امنیت را غیر قانونی و یک طرفانه خواند اکثریت شرکت کنندگان در برجام و اعضای شورای امنیت مخالف آنند وی ضمن مخالفت با این درخواست اظهار کرد نامه ارسالی آمریکا نباید طبق بند 11 قطعنامه 2231 یک اطلاعیه قلمداد شود و از ریاست شورای امنیت خواست تا به درخواست امریکا وقعی ننهد.


 

وی گفت: شورای امنیت باید کاملاً به نظرات جامعه بین الملل احترام بگذارد ، اعتبار و اقتدار خود را محکم حفظ کند و وظایف خود را برای حفظ صلح و امنیت بین المللی با جدیت انجام دهد. چین مایل به همکاری با طرف های ذیربط برای ادامه پیشبرد حل و فصل سیاسی مسئله هسته ای ایران است.

 

مترجم: زهرا بهرامی

http://www.xinhuanet.com/world/2020-08/26/c_1126412380.htm

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

اژدها در بند تزارها

اژدها در بند تزارها

 

اژدها در بند تزارها

 

 
در روز 2 دسامبر سال 2019 میلادی، خط لوله قدرت سیبری افتتاح شد. 

شرکت گازپروم با ساخت این پروژه 8 هزار کیلومتری توانست برای نخستین بار به بازار گاز اژدهای زرد وارد شود.

براساس اعلام شرکت گازپروم، برای رسیدن این پروژه به اوج ظرفیت آن، باید تا سال 2025 میلادی صبر کرد.

 

چینی‌ها از این گاز وارداتی در حوزه های مختلف استفاده خواهند کرد. هرچند این طرح نقاط ضعف و قوت مختلفی دارد؛ پس از امضای قرارداد پروژه قرن در سال 2014 میلادی، شرکت گازپروم پنج سال و نیم برای ساخت این خط لوله زمان صرف کرد. علاوه بر ساخت این خط لوله، توسعه میدان‌های گازی آمور، چایاندا و کویکتا با بیش از 3 تریلیون روبل (47 میلیارد دلار ) سرمایه‌گذاری انجام شده است. این پروژه را باید پرهزینه‌ترین طرح شرکت گازپروم در دوره فعالیت آن دانست.

 

 
این پروژه برای چینی‌ها نیز دستاوردهای بزرگی به دنبال خواهد داشت. این خط لوله به استان‌های شمال شرق چین متصل شده که تاکنون وابستگی زیادی به زغال سنگ داشته‌اند. قدیمی‌ترین نیروگاه‌های تولید برق و حرارت چین در این استان‌ها قرار دارد. ده‌ها واحد‌های صنعتی بزرگ مصرف کننده زغال سنگ نیز در آن‌ها قرار دارد. مصرف این میزان زیاد زغال سنگ، تاثیر گسترده‌ای بر محیط زیست این استان‌های شمالی داشته است.
 
 
چینی‌ها با دارا بودن شبکه عظیم انتقال گاز طبیعی می‌توانند گاز وارداتی از روسیه را به مناطق مختلف و‌ تا پکن و استان‌های جنوبی کشورشان منتقل کنند. با راه‌اندازی پروژه خط لوله قدرت سیبری، چینی‌ها می‌توانند توسعه شبکه انتقال گاز کشورشان را با سرعت بیشتری اجرا کنند.

 

در استان پهناور هیلونگ ژیانگ، به عنوان منطقه پایانی خط لوله قدرت سیبری، اقدامات لازم برای توسعه شبکه انتقال محلی گاز طبیعی در دست اجراست؛ گاز عرضه شده توسط خط لوله قدرت سیبری، می‌تواند در زمان‌های اوج تقاضای استان‌های شمالی چین در فصل زمستان، از کارایی بالایی برخوردار باشد.

 

 
از سوی دیگر، به دلیل ناتوانی ترکمنستان در اجرای تعهدات خود در زمینه صدور گاز به چین در سال‌های اخیر، اجرای خط لوله قدرت سیبری یک دستاورد بزرگ محسوب می‌شود.
 
 
با آغاز عرضه گاز روسیه، رهبران پکن قادر خواهند بود  در جهت مقررات‌زدایی در بازار گاز طبیعی کشورشان گام بردارند. تاکنون دو بورس تجارت گاز در چین راه اندازی شده و در آینده نزدیک یک شرکت خصوصی بهره‌بردار عملیات انتقال گاز، تأسیس خواهد شد.

 

دولت چین چندی پیش دستورالعملی برای حذف مقررات قیمت‌گذاری گاز طبیعی در شبکه محلی توزیع گاز این کشور ابلاغ کرده است. در این شرایط، راه برای قیمت‌گذاری رقابتی، انعطاف پذیر و سودآور هموار خواهد شد. در سال‌های گذشته، شرکت پتروچاینا به دلیل فقدان آزادی عمل در تعیین قیمت و نوسانات تقاضا در ماه‌های مختلف سال، با میلیاردها دلار ضرر مالی روبرو شده است.

 

براساس اکثر پیش بینی‌ها، در 15 تا 20سال آینده، شاهد رشد مصرف گاز در اکثر بخش‌های اقتصاد چین خواهیم بود. انستیتوی اقتصاد و فناوری شرکت سی ان پی سی پیش‌بینی کرده که در سال 2040 میلادی، مصرف گاز این کشور به 695 میلیارد متر مکعب خواهد رسید. عدد مشابه در سال 2018 میلادی 282 میلیارد متر مکعب بوده‌ است.

 

از سوی دیگر، مصرف گاز در کشور چین به سیاست‌های دولت در بخش‌های جایگزینی زغال سنگ، توسعه انرژی‌های پاک، امنیت انرژی و میزان وابستگی به واردات انواع سوخت وابستگی قابل توجهی دارد. برنامه‌های چین برای توسعه میادین گازی این کشور را نیز باید یک عامل تاثیرگذار به شمار آورد. توسعه منابع گاز شیل نیز با چالش‌های مختلفی روبرو است.

 

در کوتاه مدت، امکان دستیابی به اهداف تعیین شده برای تولید گاز از میادین داخلی چین وجود ندارد. در سال 2018 میلادی، 10 میلیارد متر مکعب گاز از این ذخایر برداشت شده بود.

 

بدین ترتیب برنامه دولت برای دستیابی به تولید 20 میلیارد متر مکعب گاز در سال جاری میلادی، قطعا محقق نخواهد شد. به همین ترتیب، تحقق پیش‌بینی‌های گذشته پکن در مورد افق‌های بلندمدت نیز با چالش‌های مختلفی روبرو خواهند بود.چینی‌ها در حال مذاکره با روس‌ها در مورد طرح‌های دیگر صادرات گاز نظیر پروژه التای و یا مسیر شرق دور هستند.

 

 
چین همواره در مذاکرات خود، موضع‌گیری‌های سخت‌گیرانه‌ای در مورد قیمت داشته است. به همین دلیل، مذاکرات دوکشور، زمان‌بر و پیچیده خواهد بود. 

 

برنامه‌های روسیه در صدور گاز به دولت‌های آسیایی از ذخایر گاز سیبری تامین می‌شود. در دهه‌های 1970 و 1980 میلادی، آن‌ها برای اکتشاف و تولید از دو میدان گازی اورینگوی و یامبورگ و به دلیل اختلافات مرزی با همسایگانشان از نیروهای نظامی بهره بردند.

 

هم اینک، دو میدان عظیم چایاندا و کویکتا با مجموع ذخیره 3.9 تریلیون متر مکعب برای تأمین گاز خط لوله‌های صادراتی به چین در نظر گرفته شده‌اند. سایر ذخایر گاز سیبری که 2.5 تریلیون متر مکعب است، برای تولید ال ان جی از طریق واحدهای کوچک بخش خصوصی در نظر گرفته است. برای ساکنان مناطق دورافتاده نیز ال ان جی یک گزینه مناسب به شمار می‌رود. یکی دیگر از گزینه‌ها، ساخت تأسیسات پتروشیمی است که شرکت نفت ایرکوتسک برای احداث یک طرح، اعلام آمادگی کرده است.

 

خط لوله قدرت سیبری را باید یک پروژه بزرگ و سرآغاز اقداماتی عظیم تر در چارچوب همکاری‌های دو‌ کشور قدرتمند روسیه و چین دانست. 

 

 
اما در مورد پروژه‌های گازی دو‌ کشور، ابهام‌ها و مسائل مختلفی نظیر تقاضای بلندمدت گاز چین، میزان تولید از ذخایر داخلی، وضعیت بازار جهانی ال ان جی و چگونگی سازوکار قیمتگذاری گاز طبیعی صادراتی وجود دارد. بهترین راه پیش بینی آینده، ساختن آن است.
 
 
محسن داوری

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

آماده باش به اقتصاد دنیا

آماده باش به اقتصاد دنیا

آنچه در نشریه «بلومبرگ» چاپ«آمریکا» می خوانید:

 

آماده باش به اقتصاد دنیا

 

 
شوک موج سهمگین دوم به خاطر اختلال در صادرات چین در راه است.

 

بیماری همه‌گیر کرونا مشکلات اقتصادی گسترده‌ای را تاکنون برای جهان به دنبال داشته است. 

 

کارگرانی که طی این مدت قادر به رفتن به کارخانه‌ها نبودند، بازار صادرات چین را تضعیف کردند، اما این ترک از کار که بصورت موقتی آغاز شده بود، الان به توقف کامل ختم شده است.

 

اگرچه پس از ترساندن کارگران چینی، ایشان به اجبار به کار خود بازگشتند، اما صاحبان کارخانه‌ها بر این باورند که تجارت آنها از رونق افتاده است. 

 

از آنجا که شیوع ویروس همچنان بر تمام کشورهای جهان به شکلی گسترده تأثیر می گذارد، تقاضای کالاهای صادراتی چینی نیز تقریباً متوقف شده است.

 

موج دوم شوک در راه است

کاهش شدید تقاضا برای صادرات باعث شده است که شرکت‌های بین‌المللی به تأخیر در پرداخت یا لغو سفارشات بپردازند. در حالی کارگران چینی به محل کار خود بازگشته‌اند، این بار خود کارخانه‌ها سفارش برای تولید محصول دریافت نمی کنند.

 

این اتفاقی است که میتواند منجر به بروز آسیب بیشتر این بیماری همه‌گیر شود.

 

موج شوک اقتصادی که کاهش تقاضا می تواند ایجاد کند، احتمالاً اثرات خود را  به سایر نقاط جهان نیز منتقل خواهد کرد.

 

به گفته «لری هو»، اقتصاددان ارشد چینی، مواجهه با وضعیتی به مراتب حادتر از شرایط کنونی هنوز در پیش روی قرار دارد.

 

 
ایشان تصریح کرد:
«بدترین وضعیت برای صادرات و زنجیره تأمین هنوز اتفاق نیفتاده است. صادرات چین به راحتی میتواند 10% یا احتمالاً بیشتر در طی سال جاری کاهش یابد.»

 

بحران پرداخت

حتی تولیدکنندگانی که سفارشات صادراتی خود را حفظ می‌کنند، از کِش‌مَکش‌های پرداخت رنج می‌برند.

 

تعطیلی بانک‌ها در سطح جهان، خرده فروشان را با روش‌های پرداخت محدودی رها کرده است. این مساله تولید کننده را بدلیل فقدان سیستم بانکی پویا با تولید محصولی که قادر به عرضه آن نمی‌باشد روبرو کرده است.

 

از آنجایی که مراودات بانکی بین‌المللی با شیوع ویروس به شدت کاهش یافته و به سختی انجام می گیرد، پرداخت توسط بیت‌کوین و رمزارزها  بدلیل سهولت با اقبال بیشتری روبرو بوده است. بااین حال، مقامات اقتصادی چین نسبت به ارزهای دیجیتالی که دولتی نیستند، بی تفاوت عمل کرده‌اند.

 

مقامات دولتی چین عنوان کردند که ممکن است ساخت انبارهای جدید به جهت امکان دپوی حجم بیشتری از محصولات در دستورکار قرار گیرد. بااین حال، با وجود تولید بیش از حد درحال حاضر، ممکن است کارخانه‌های چینی برای محافظت از حاشیه سود خود، دست به تعدیل نیروی کار بزنند.

 

اگر روند تولیدات چین به طرز چشمگیری کند شود، بهبود اقتصاد جهانی بسیار طولانی‌تر خواهد شد. پروژه‌های تولیدی احتمالاً با از دست دادن حجم تقاضا محدود خواهند شد. تولیدات کارخانه‌ها از الگوی تقاضا پیروی خواهند کرد و این مساله یعنی بروز یک بحران مالی را نمی‌بایست دور از انتظار تلقی کرد.

 

#آن_سوی_مرزها‌‌‌‌‍

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

افول رهبری آمریکا در بحران کرونا

افول رهبری آمریکا در بحران کرونا

آنچه در روزنامه آمریکایی «واشنگتن پست» می خوانید:

 

 
افول رهبری آمریکا در بحران کرونا

 

کووید–19 در حال تحمیل خسارات شدیدی بر جان و اقتصاد آمریکایی‌هاست.

 

این بیماری همچنین می‌تواند از افول در رهبری آمریکا در جهان حکایت داشته بشد.

 

 
آمریکا دچار آسیبی در دیپلماسی شده که خود آن را به خود تحمیل کرده است و علت آن هم مشخص است: 
«رئیس‌جمهور ترامپ نقشی را که رؤسای سابق جمهور آمریکا در بحران‌های قرن گذشته بازی می‌کردند کنار گذاشته است، نقشی که شامل ارائه کمک به دیگر کشورها و هماهنگ‌سازی پاسخ‌های چندجانبه بود.»

 

نوع واکنش بوش و اوباما به بحران‌هایی همچون بحران مالی 2008 و بیماری‌های ایدز و ابولا را باید مقایسه نمود با  تعامل اصلی ترامپ با جهان از زمان شیوع بین‌المللی کرونای جدید که لغو مسافرت بین آمریکا و دیگر کشورها بوده است!

 

 اکنون ایالات متحده رئیس‌ دوره‌ای گروه 7 است، اما این «امانوئل ماکرون»، رئیس‌جمهور فرانسه بود که یک نشست ویدئوکنفرانسی را در خصوص کرونا ترتیب داد، پس از آنکه دو بار با کاخ سفید تماس گرفت و نتوانست ترامپ را به اقدام وادارد. 

 

یک نشست مجازی نیز این هفته توسط عربستان سعودی در حال سازمان‌دهی است که در آن  رژیم منفور محمد بن سلمان در حال بهره بردن از خلایی است که توسط ترامپ ایجاد شده است.

 

در شرایط نرمال، انتظار می‌رود که وزیر امور خارجه آمریکا به کشورهای دیگر سفر کند – دست‌کم به‌صورت مجازی – تا متحدین آمریکا را برای خروج از رکود جهانی و افزایش تولید ملزومات حیاتی به همکاری با هم برانگیزد.

 

به نظر می‌رسد برنده بزرگ این عقب‌نشینی بی‌سابقه آمریکا، چین باشد. چین پس از پشت سر گذاشتن شیوع اولیه کرونا در خاک خود، در حال پیشنهاد کمک به کشورهای اتحادیه اروپا از جمله ایتالیا و صربستان است. حتی یک شرکت چینی به آمریکا پیشنهاد فروش کیت تست کرونا داده است!

 

ترامپ به شکلی کودکانه تلاش دارد با نام بردن از «ویروس چینی» تقصیر این همه‌گیری را به گردن چین بیندازد!  او اما راه را برای «رژیم شی» (حکومت چین) باز کرده که خود را به عنوان رهبر جدیدی در جهان معرفی کند که پا جای پای ایالات متحده گذاشته است.

 

 
 
#آن_سوی_مرزها‌‌‌‌‍
 
 
لینک خبر در واشنگتن پست:
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

دعوای کرونایی درشورای امنیت

دعوای کرونایی درشورای امنیت

دعوای کرونایی درشورای امنیت 

 

 
ایالات متحده در راستای جنگ رسانه‌ای با چین بر استفاده از «ویروس ووهان» به جای کووید-19 و درج آن در قطعنامه شورای امنیت  اصرار داشت که همین مساله مانع از به ثمر رسیدن یک جمع‌بندی شد.
 

 

نمایندگی استونی در سازمان ملل متحد که اکنون عضو غیر دائم شورای امنیت است، روز گذشته تلاش کرد تا قطعنامه‌ای را درباره ویروس کرونا مطرح کند اما دولت ترامپ به دیپلمات‌های خود فشار آورده است تا از واژه «ویروس چینی» یا «ویروس ووهان» استفاده کنند.
 
این رویه، هرگونه اقدام موثر برای پاسخ جهانی به این بیماری را مختل می سازد چرا که چین به هیچ وجه حاضر نیست این مساله رخ دهد بلکه خواستار آن است که در قطعنامه‌های شورای امنیت، عملکرد این کشور در مهار و مبارزه با کووید-19 تحسین شود.
 

 

دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا و مایک پمپئو وزیر خارجه وی، تاکنون بارها در نشست‌های مختلف خبری از واژه «ویروس چینی» استفاده کرده‌اند و آن را در تقابل با ادعای چین مبنی بر اینکه این ویروس از سوی نظامیان آمریکایی منتشر شده است، می‌دانند.
 
 
مساله ای که در داخل آمریکا منجر به رشد نژادپرستی و حمله به شهروندان چینی تبار شده است تا اینکه ترامپ مجبور شد در یادداشت توئیتری خود و همچنین در نشست خبری مربوط به کرونا تاکید کند این ویروس هیچ ارتباطی به این شهروندان ندارد.

 

پمپئو در نشست خبری روز چهارشنبه هم بار دیگر بر چینی بودن این ویروس تاکید کرد و منابع خبری هم گزارش دادند که اصرار وی برای درج این نام در بیانیه پایانی نشست مجازی گروه7 باعث شد تا این بیانیه تصویب نشود.

 

به گزارش شبکه خبری ان بی سی، فرانسه هم متنی را برای شورای امنیت ارائه کرده است که در آن خواستار "قطع کلی و فوری خصومت در همه کشورها" شده است تا منابع لازم برای مبارزه با کرونا در اختیار همگان قرار گیرد. در این متن بر آتش بس 30 روزه در مناطق درگیری تاکید شده است.

 

 
اما نمایندگی آمریکا در سازمان ملل متحد در صدد است در ویرایش این متن، از نام «ووهان» به جای ویروس کرونا (کووید-19) استفاده کند.
این خواسته‌ با سد چین به عنوان یکی از اعضای دائم و دارای حق وتو در شورای امنیت روبرو شده است و ایالات متحده را به "اقدامات غیرمسئولانه" متهم کرده‌اند.

 

نماینده دائم چین در سازمان ملل متحد نوشت: ما از انتخاب ایالات متحده برای استفاده از این فرصت به منظور سیاسی کردن شیوع این ویروس و سرزنش چین که ما به شدت با آن مخالف هستیم، شگفت زده شدیم. اتهامات بی اساس و ساختگی مخرب ایالات متحده با هدف خدشه دار کردن مسئولیت‌های خود، فضای همکاری های جهانی را در مهار شیوع این بیماری به شدت مسموم کرده است.

 

#خبر

#اخبار

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰