شهید دکتر احمدرضا احدی

۲۶ مطلب با موضوع «مقالات» ثبت شده است

تشکیل طبقه اجتماعی جدید زیر پوست تلگرام/«اتحاد» غیراخلاقی زیر 18 ساله‌ها بر بستر مخدر و فحشا


تشکیل طبقه اجتماعی جدید زیر پوست تلگرام/«اتحاد» غیراخلاقی زیر 18 ساله‌ها بر بستر مخدر و فحشا shia muslim                   
زیر پوست کانال‌ها و گروه‌های رسمی، فان، خانوادگی و حتی غیراخلاقی بزرگسالانه تلگرام، «اتحاد»هایی خارج از عرف متشکل از نوجوان‌ها و افراد کم سن ایجاد شده که در فضایی به دور از هر نوع نظارت والدین با قوانین و ادبیات خاص خود، با هدف افزایش کاربر و بازدید دست به هر کاری می‌زنند.

یکی از کسب و کارهای مهم و تاثیرگذار در پیام رسان مشاغل مرتبط با کانون‌های تبلیغاتی و کانال‌داری است که طبق برآوردهای غیررسمی گردش مالی بازار تبلیغات روزانه در تلگرام تا 5 میلیارد تومان می‌رسد و مدیر کانال یک شغل ثابت با درآمد متغیر 300 هزار تومان تا 30 میلیون تومان در ماه است.

اما علیرغم اهمیت تجارت تبلیغات، نقش این اکوسیستم در اقتصاد پیام رسان مغفول مانده است. اکوسیستمی که از 4 گروه اصلی سفارش‌دهندگان تبلیغات، توزیع کنندگان تبلیغات، مدیران کانال و کاربران تشکیل شده است.

«گسترده‌ها» یا گروه‌های تبلیغات گسترده در تلگرام یکی از بازیگران اصلی این تجارت هستند که وظیفه‌ سازماندهی توزیع تبلیغ در کانال‌ها را برعهده دارند و پیش از این فارس در گزارشی با عنوان «مقاومت‌‌های پنهان و آشکار «گسترده‌ها» در برابر خروج از تلگرام/ کانال‌هایی که به پیام‌رسان داخلی مهاجرت کرده‌اند تهدید می‌شوند» به فعالیت آنها پرداخته و در گزارشی با عنوان «4 بازیگر تجارت تبلیغ درپیام‌رسان‌ها/ انتقال کسب‌وکارهای تبلیغات گسترده تلگرام به پیام‌رسان‌های داخلی» جزییات روش فعالیت آنها را تشریح کرده است. اما علاوه بر گسترده ها، لایه دیگری نیز در تلگرام تشکیل شده است که اگر چه مبادلات مالی در آن نقش مهمی دارد، اما از نظر ماهوی به طور کامل با ماجرای تبلیغات و کسب‌وکارهای معمول متفاوت است. این پدیده جدید و ناشناخته که بیشترین مخاطبان آن نوجوانان زیر 18 سال هستند را «اتحاد» نام داده‌اند. در این گزارش برای اولین بار به فعالیت غیرمعمول و ناشناخته «اتحادها» بر بستر تلگرام پرداخته‌ایم.

* تفاوت «گسترده‌ها» و «اتحادها» در تلگرام

برعکس اینکه گسترده ها جمعی برای افراد بزرگسال هستند، اتحادها جمعی متشکل از نوجوانان در رنج سنی زیر 18 سال هستند.گسترده ها اغلب کانال های بزرگ با محتوای رسمی را پشتیبانی می‌کنند در حالی که فعالیت اتحادها اغلب در کانال ها و گروه های غیررسمی با محوریت افزایش ممبر و بازدید کانال است.

برای مثال اتحادها اغلب با کانال ها و گروه های مربوط به نوجوانان مرتبط هستند و در موضوعاتی مانند دوست‌یابی و موسیقی و در موارد غیرمجاز، فاز سنگین و غم، فاز خودکشی، موضوعات غیراخلاقی و فروش مواد مخدر کار می‌کنند. 

*تشکیل اتحاد‌ها در تلگرام و هویت یابی نوجوانان در بسترهای خلاف اخلاق 

اتحاد یک شبکه پیچیده با سازوکاری عجیب است. نوجوان‌ها در فرآیندی عضو اتحادها می‌شوند و در آن رشد می‌کنند و به طور کامل دور از چشم خانواده، آموزش و پرورش، پلیس و نهادهای حمایت‌گر اجتماعی، یک طبقه اجتماعی جدید را زیر پوست تلگرام به لطف رانت گسترده‌ای که در طول سال‌های طولانی به یک پیام‌رسان خارجی داده شده است، شکل می‌دهند.

در این فضا و بستر ویژه، با رشد افراد در اتحادها، افرادی که در اتحادها فعالیت قوی داشته باشند ممکن است تا چند میلیون تومان در ماه نیز درآمد کسب کنند.

اعضای اتحادها ادبیات مخصوصی دارند و برای هر منظور از اصطلاحاتی خاص استفاده می‌کنند که حتی در ادبیات محاوره‌ای معمول هم اغلب این اصطلاحات ناشناخته و جدید هستند. رل، تونل، اک، چالش، سیک، چنل، کل، فیک، ریپ، ریم و کیپ از جمله اصطلاحاتی ست که اغلب در همین فضا ساخته و استفاده شده است.

* به پدر و مادرت فحاشی کن و وارد شو

افرادی که وارد اتحاد می شوند با ضبط یک فیلم از خودشان و فحاشی به مادر و پدرشان، قول می دهند که به اعضای اتحاد خیانت نکنند.

هر کس وارد اتحاد می‌شود باید با یک غیرهمجنس خود دوست شود و اصطلاحی نیز برای این کار وجود دارد.

هر شخص در ابتدای ورود به اتحاد در مقام ادمین قرار می‌گیرد و به تدریج رشد می‌کند و به مقام های بالاتر می رسد. رتبه  پسرها از ادمین شروع می شود و تا رهبر،کینگ و خالق بالا می رود. رتبه دخترها نیز از ادمیندخی شروع می شود و تا ملکه و پرنس ادامه می یابد.

فضای رقابتی و تلاش برای افزایش رتبه و فضای مشترک بین دختر و پسر در اتحادها برای نوجوانان بسیار جذاب است.

بسیاری از این ارتباطات به رابطه مجازی و حقیقی کشیده شده و پس از مدت کوتاهی از بین می رود؛ برخی اعضا مجبور می شوند چندین بار با افراد مختلف رابطه جدید برقرار کنند. همین فرآیند موجب شده در موارد متعددی پسرها تصاویر دختران را منتشر کنند و به ایجاد نگرانی‌های روانی جدی برای اعضا منجر می‌شود. مواردی نیز از اقدام به خودکشی در اعضا دیده شده است.

جهت مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه نمایید...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

تساوی حقوق زن و مرد


تساوی حقوق زن و مرد

در عربستان پیش از اسلام چند شوهری و زنده به گور کردن دختران کاملا رایج بوده است.

با ظهور اسلام زنده به گور کردن دختران که از آداب عرب بوده کنار گذاشته شدو در پیمان ازدواج  به جای اینکه پدر دختر، کابین به دامادش بپردازد مقرر شد که شوهر به همسرش مهریه بدهد.

برای زنان حق میراث در نظر گرفته شد در حالی که قبلا فقط افراد مذکر ارث می بردند.بنابراین با ظهور اسلام موقعیت اجتماعی زنان شروع به پیشرفت کرد.همچنین پیامبر اسلام با فرمان الهی، با شرایط معینی با زنان بیعت نمودند و زنان را در امور سیاسی و اجتماعی شریک ساختند.

«ای پیامبر چون زنان مؤمن آیند که با تو بیعت کنند که دیگر هرگز شرک به خدا نیاورند سرقت و زناکاری نکنند و اولاد خود را به قتل نرسانند و برکسی افترا و بهتان میان دست و پای خود نبندند و با تو در هیچ امر معروفی مخالفت نکنند ،بدین شرایط با آنان بیعت کن و برای آنان از خدا آمرزش و غفران طلب که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است»(ممتحنه آیه12 )

یکی از مسائل دنیای امروز که بسیار از آن صحبت می شود تساوی حقوق زن و مرد است اما این تساوی از نظر اسلام چگونه است؟

شرط اصلی سعادت هریک از زن و مرد و در حقیقت جامعه ی بشری این است که دو جنس ،هریک در مدار خویش در حرکت باشند و از مدار خود خارج نشوند.

آزادی و برابری زن و مرد آنگاه سود دارد که هیچ کدام از مسیر طبیعی و فطری خود خارج نشوند .آنچه در هر جامعه ای مشکل ایجاد کرده است قیام بر ضد فطرت و طبیعت است.عدم توجه به وضع فطری و طبیعی زن موجب پایمال شدن حقوق خود او خواهد شد.اگر زن و مرد در تمام موارد مشابه هم باشند در این صورت زن باید در تمام کارهای سخت و سنگین نیز با مرد شریک باشد و به فراخور نیروی کارش مزد نیز بگیرد،همانند مرد.توقع احترام و حمایت از مرد نداشته باشد و تمام هزینه ها را خودش بعهده بگیرد و در هزینه ی زندگی و فرزندان با مرد یکسان باشدو...

بالطبع نیروی زن برای کار کمتر از مرد است و اذیت شدنش بیشتر. بنابراین در موقعیت سختی قرار خواهد گرفت.

پس تساوی زن و مرد باید با در نظر گرفتن فطرت و طبیعت آنها برقرار باشد در غیر این صورت با توجه به شرایط جسمی و نوع آفرینش،زن نمیتواند در تمام زمینه ها با مرد برابر باشد.

مثلا در قرآن کریم پاداش در زندگی واپسین برای زن و مرد یکسان است

«و کسی که چیزی از اعمال صالح را انجام دهد خواه مرد با شد یا زن در حالی که ایمان داشته باشد داخل بهشت میشود»(نسا آیه 124 )

2.تساوی در برخی مجازاتها

3.تساوی در مالکیت اقتصادی و مالی

4.تساوی در سرشت و طینت:

«ای مردم از مخالفت پروردگارتان بپرهیزید همان کسی که همه شما را از یک انسان آفرید و همسر او را نیز از جنس او خلق کرد»(نسا آیه 1 )

5.تساوی در تأثیرپذیری از سوی دشمنان درونی و بیرونی

در برخی از کتابهای مذهبی دیگر زن عنصر گناه است اما در آیات قرآن برخلاف این کتابها زن عنصر گناه نیست و خروج آدم از بهشت را وسوسه ی شیطان می داند:

«باز شیطان در او وسوسه کرد گفت:ای آدم آیا (میل داری) تو را بر درخت ابدیت و ملک جاودانی دلالت کنم؟»(طه آیه 120

7.تساوی در برابر فرمان خدا و رسول خدا

«هیچ مرد و زن با ایمانی حق ندارد هنگامی که خدا و پیامبرش امری را لازم بدانند،اختیاری در برابر فرمان خدا داشته باشد وهرکس خدا و فرستاده اش را نافرمانی کند قطعا دچار گمراهی آشکاری گردیده است »(احزاب آیه36  )

8.تساوی در رعایت حقوق یکدیگر

همانطور که در اسلام حقوقی برای مرد وضع شده است تا زن رعایت آن را بعهده بگیرد ،زن نیز حقوق مختلفی دارد که مرد موظف است آنها را رعایت کند.

خداوند متعال میفرمایند:

«و زنهایی که طلاق داده شدند از شوهر نمودن خودداری کنند تا سه پاکی بر آنان بگذرد و آنچه را (حیض یا حمل)که خدا در رحم آنها آفریده کتمان نکنند اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارند و شوهران آنها در زمان عده سزاوارترند که آنها را به زنی خود رجوع دهند اگر نیت سازش دارند و زنان را بر شوهران حق مشروعی است چنانچه شوهران را بر زنان ، لیکن مردان را بر زنان افزونی است و خدا توانا و داناست.»(بقره آیه 228 )

زن و مرد باید مصلحت اندیش بوده و حفظ حقوق متقابل را آنطور که شایسته است بر عهده بگیرند و هیچکدام نباید از حقوق خود سوء استفاده کنند.

 با توجه به مطالبی که گفته شد اسلام به زن توجه خاصی داشته و جایگاه زن را جایگاه والایی میداند تا جایی که برابری زن و مرد را طوری در نظر گرفته که با توجه به فطرت او اثر زیانباری برایش نداشته باشد و فشاری بیش از توان خود را متحمل نشود . کدامیک از ادیان دیگر چنین نگاهی به زن داشته است؟!

منابع:

حقوق زن در اسلام. یحیی مدنی

زن در اسلام.عباسعلی محمودی

نظام حقوق زن در اسلام.مرتضی مطهری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

معیارهای صحیح انتخاب همسر


باید برای گزینش همسر ملاک ها و معیارهای منطقی و درستی در دست داشته باشیم بهترین ملاک ها در آیات و قرآن کریم در روایات معصومان(ع) بیان شده است توجه به آنها زمینه ساز ازدواجی سالم و هدفمند است این ملاک از سوی خالق هستی و رسولی الهی و اولیاء الهی بیان شده است. آنان با اسرار هستی آشنایند و بهترین راهنمایان زندگی هستند 

این ملاک ها هم باید در مورد مردان باشد و هم درباره زنان، چنین نیست که تنها زنان باید این صفات و ویژگی ها و ملاک ها را دارا باشند و مردان از آن مستثنا شوند.

1. ایمان

در اسلام شرط اول انتخاب همسر ایمان و تقوا معرفی شده است. دین بنیان خانواده را حفظ می کند و همسر باتقوا بیشتر از همسری که تقوای کمتری دارد، می تواند اعتماد و آرامش شما را تامین کند. بنابراین پرهیزگاری شرط اول ازدواج از نگاه ائمه و معصومین است. کسی که پایبند به دین نباشد هیچ ضمانتی وجود ندارد که به رعایت حقوق همسر و زندگی مشترک پایبند باشد. در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که: وقتی کسی که به خواستگاری می آید و اخلاق و دین اش مایه رضایت است به او زن دهید که اگر چنین نکنید، فتنه و فساد زمین را پر خواهد کرد. (نهج الفصاحه ، ح247)

امام صادق(ع) می فرماید: «اگر مرد با زنی برای جمال یا مال ازدواج کند به همین امر واگذار می شود ولی اگر برای دیندار بودن او ازدواج کند خدا مال و جمال را نیز نصیبش می گرداند.»

2. حس خلق

توصیه بعدی اسلام درباره ملاک های ازدواج، حسن خلق است. مردی در این زمینه با امام رضا (علیه السلام) مشورت نمود و عرض کرد: یکی از بستگانم از دخترم خواستگاری کرده ولی اخلاق بدی دارد. حضرت فرمود: اگر بدخلق است، دخترت را به ازدواج او در نیاور. ( وسائل الشیعه، ج14،ص54

زن و شوهر یک عمر در کنار هم اند و ارتباط کلامی و غیر کلامی فراوانی با هم دارند. بدین روی اخلاق حسنه و خوش رفتاری و نیک گفتاری در همه زندگی ها بسیار ضروری است و بدون آن زندگی بی روح و خسته کننده خواهد بود. زندگی با زن و مردی دارای کمالات و زیبایی، اما بد اخلاق و بد رفتار و تندخو، رنج آور خواهد بود

3. اصالت خانوادگی

ازدواج یک پیوند خانوادگی است نه پیوند دو نفر. از سوی دیگر، خانواده اولین و مهم ترین ریشه هر فرد و آموزشگاهی است که او داشته هایش، خلق و خو، عادت ها و نگاهش به زندگی را از آنجا کسب کرده. بنابراین مهم است با خانواده ای سالم و اصیل وصلت کنیم. اصالت خانوادگی به معنای سلامت خانواده و خوشنام بودن آن ها است. نه ثروت و اصل و نسب و نام و فامیل.

 رسول خدا(ص) می فرماید: «ای مردم از گیاهانی که بر مزبله ها می روید اجتناب نمایید، گفته شد: یا رسول اللّه مقصود شما از گیاه و سبزی که بر مزبله می روید چیست؟ زن زیبایی که در خانواده پست و فرومایه پرورش می یابد.»

بنابراین باید در انتخاب همسر بسیار دقت کرد و از خانواده دارای کرامت و شرافت و اصالت همسر را برگزید. در غیر این صورت آثار منفی رشد و تربیت خانوادگی در آینده زندگی مشترک و نسل آینده تأثیر زیادی برجای خواهد گذاشت.

4. همتایی

کفویت در ازدواج هم همیشه مورد تاکید پیامبر اکرم(ص) و ائمه بوده است. کفویت به معنای تناسب و همتایی و هماهنگی در ویژگی های اصلی افراد است و در جنبه های ایمانی، فکری، اقتصادی، سنی، ظاهری، خانوادگی، فرهنگی، تحصیلی و... مطرح می شود. در اسلام تاکید زیادی بر کفویت اعتقادی شده است چرا که اعتقادات هر فرد درون مایه وجودی او را مشخص می کنند و تضاد در اعتقادات تنش های زیادی در زندگی در پی دارد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «مرد مۆمن، کفو و همتای زن مۆمن است؛ و مرد مسلمان، همتای زن مسلمان.» (وسائل الشیعه، ج14، ص44)

5. سلامت

سلامت جسم و روح در ازدواج همیشه مورد تاکید اسلام بوده است.

6. عقل و هوش

عقل و زیرکی از مهم ترین معیارها و ملاکهای انتخاب یک همسر خوب محسوب می شود، اداره و تداوم و پیمودن راه راست و حل مشکلات زندگی کار آسانی نیست اگر دو همسر با هم تفاهم داشته باشند و موقعیت یکدیگر و شرایط و امکانات زندگی را خوب درک کنند، می توانند زندگی را بر پایه صحیحی استوار سازند و به انجام وظیفه مشغول باشند و به کانون خانواده صفا و محبت و گرمی دهند و با عقل و درایت مشکلات را حل و فصل کنند. همسر عاقل امکانات خانواده و شرایط و اوضاع زندگی را خوب درک می کند، توقعات بیجا و بلندپروازی ندارد تا همسرش را در فشار قرار دهد. اکثرا اختلافات خانوادگی و کشمکش های زندگی معلول جهالت و نادانی زن و شوهر، یا یکی از آنها می باشد؛ زوجین هر چه عاقل تر باشند بهتر می توانند همسرداری کنند و وسیله آسایش و خوشی همدیگر را فراهم سازند و از اختلافات و مشکلات بکاهند. 

7- عفت و پاکدامن

از جمله ملاک های بسیار مهم و ضروری در انتخاب همسر، عفت و پاکدامنی است.
در فرهنگ دینی و سفارش پیشوایان معصوم(ه) که اینقدر به پاکی و عفت مردان و زنان تأکید شده است برای آن است که اگر پدر و مادر بد رفتار و ناپاک باشد و توجه به دستورات شرعی نداشته باشند، در اخلاق و روش کودک اثر نامطلوبی برجای خواهد گذاشت و اغلب کودکان و بخصوص دختران قدم جای قدم مادران می گذارند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

نقدی بر سریال بازی تاج و تخت(3)


نقدی بر سریال بازی تاج و تخت(3) shia muslim                   
کلاغ سه چشم اشاره به چاکرای اجنه و چشم سوم دارد که قدرت دیدن شخص را در حالات ماورایی و مشترک فیزیکی متافیزیکی بالا می‌برد.

در دو شماره گذشته، ضمن بررسی گذرا پیرامون تاریخچه کمپانی سازنده سریال «بازی تاج‌وتخت» به معرفی اجمالی این سریال و بررسی خاندان تارگرین‎ها پرداختیم و برخی از نمادهای این خاندان که شباهت عجیبی به نمادهای مطرح شده در میان یهودیان و مسیحیان داشت؛ در این شماره در نظر داریم به بررسی خاندان لنیسترها و همچنین یکی از خدایان مورد پرستش در این فیلم بپردازیم.

لنیسترها را در فیلم می‎توان نماد یهود دانست. این شباهت را می‎توان به صورت زیر دسته‎بندی کرد :
اولین شباهت نماد پرچم لنیسترهاست وهمانطور که در ابتدا عرض کردم نماد لنیسترها ؛ نماد سبط یهودا است.
دومین شباهت ثروتمند بودن لنیسترها است که از تمام خاندان‎ها در فیلم ثروتمندتر هستند. و ما میدانیم یهودیان با لنیسترها در این مورد شباهت دارند.
سومین شباهت نفوذ لنیسترها است. لنیسترها همانند یهودیان در همه‌جا نفوذ دارند. تا حدی که پادشاه رابرت باراتیونرا از طریق ساقی شراب او که یک لنیستر بود مسموم کردند.
چهارمین شباهت جاسوسی لنیسترها از تمام نقاط دنیا است. آن‌ها از طریق لرد واریس در همه جای اسوس و وستروس جاسوس دارند و یک شبکه مخفی را به وجود آوردند.
پنجمین شباهت ؛ دست‌های پشت پرده لنیسترها در هر مورد مرموزی در فیلم است و همچنین حکومت کردن پنهانی تایوینلنیستر و سرسی دخترش بر وستروس گویای این ماجراست.
مذهب دیگری که در وستروس وجود دارد ؛مذهب شمالی‌هاست.
شمالی‎ها درختانی تنومند را پرستش می‎کنند که در شمال می‎روید. این درخت به دلایلی که در ادامه خواهم گفت ؛ درخت کابالاست!!
خدایان قدیم توسط شمالی‎ها پرستش می‎شوند. سمبل آن‌ها درختان جادویی هستند.
آن‌ها قدیمی‎ترین خدایان وستروسی محسوب می‎شوند که حتی قبل از این‌که انسان‌ها پا به عرصه وجود بگذارند، توسط فرزندان جنگل پرستش می‎شدند. این خدایان بعدها توسط مردم اولیه پذیرفته شدند. این خدایان به‌صراحت اشاره به درخت کابالا دارد. درخت کابالا ؛ بنیان این عرفان یهودی است و کابالیست‎ها معتقدند از طریق این درخت می‌توان خدا را نعوذبالله به زیر کشید.
برندون استارک یکی از فرزندان لرد است. استارک با وصل شدن به درخت کابالا به خلسه رفته و باوجوداینکه فلج است می‎تواند به‌صورت تقریبا فیزیکی طی الارض کند. فیزیکی بودن برن استارک در سفر به زمان آنجایی مشخص می‎شود که بر دنیای مادی تأثیر می‎گذارد. مثلاً درجایی که به خلسه رفته و در تاریخ به گذشته می‌رود و پدرش را صدا می‌کند و او صدای فرزندش را می‌شنود. همچنین دیده شدن برن استارک توسط شخصی به نام هودور در حالت خلسه گویای این ماجراست. پس برندون استارک می‌تواند از طریق درخت کابالا به خلسه رود و طی الارض کند و بر جهان مادی تأثیر بگذارد.
برندون استارک قدرتی ماورایی دارد. و در قسمتی از فیلم نزد فردی متصل به ریشه درخت کابالا می‌رود که کلاغ سه چشم نام دارد. چشم وسطی این فرد اشاره به چاکرای اجنه و چشم سوم دارد که قدرت دیدن شخص را در حالات ماورایی و مشترک فیزیکی متافیزیکی بالا می‌برد. نکته جالب اینجاست که برندون استارک وقتی متصل به درخت کابالا میشود و به خلسه می‌رود ؛توسط پادشاه تاریکی یا همان فرمانده قدرتمند وایت واکرها ؛ دیده و شناخته می‌رود.
خدای دیگری که در فیلم مطرح می‌گردد خدایی است به نام خدای نور که با توجه به پادشاه تاریکی ؛ مقابل او قرار می‎گیرد.
خدای نور بیشتر در قاره اسوس و شهرولانتیس خواهان دارد. این مذهب؛ جادوگرانی مؤنث به خدمت دارد که حکم راهبه رادارند. این جادوگران زن لباس قرمز به تن دارند‌. مهم‌ترین این جادوگران، زنی جادوگر به نام ملیساندرا است که علاوه بر لباس قرمز، موهای قرمز نیز دارد.
این بانوی سرخ‌پوش می‌تواند اشاره به یکی از اسرار فراماسونری به نام بانوی سرخ داشته باشد که از آن به‌عنوان ببلن هم یاد می‌شود. در مورد ببلن در ابتدا توضیح دادم که الهه شهوت در بابل بوده است.
از مواردی که مربوط به خدای نور و آتش می‎شود قربانی کردن انسان است!! قربانی کردن انسان‎ها از دیرباز برای اجانین و شیاطین انجام می‎گرفته است. بانوی سرخ انسان‎ها و حتی کودکی را زنده‌زنده در آتش می‎سوزاند و تقدیم خدای نور و آتش می‎کند. یعنی دقیقاً همان قربانی باستان که توسط جادوگران برای شیطان انجام می‌گرفت و درآمیخته شدن لفظ خدای آتش ؛ که عنصر اجانین است و راهبه هایی سرخ‌پوش موضوع را کمی عجیب می‎کند.
از نکات دیگری که می‎تواند شیطان بودن خدای نور و آتش را اثبات کند ؛ رابطه بانوی سرخ یا همان جادوگر ملیساندرا با استنیس باراتیون است و ذریه حرامی که به دنیا میاورد و این خصوصیات شیاطین را دارد و این شیطان متولدشده از این رابطه ؛ شخصی را به قتل می‌رساند.
نکته دیگری که حتماً باید توجه کرد ؛ موسیقی عجیبی است که در زمان نشان دادن بانوی سرخ و یا هر وقت حرفی از خدای نور زده می‌شود، است. اگر دقت کنید متوجه مرموز بودن این موسیقی می‌شود که برای القا کردن مطلب خاصی ساخته‌شده است.
همچنین خون پادشاهی برای خدای نور و جادوگرش مسئله مهمی است. بانوی سرخ از طریق زالو خون حرامزاده‎ای را که خون پادشاه رابرت باراتیون داشت را گرفت و سحر و جادویی ترتیب داد که باعث کشته شدن تعدادی از شخصیت‌های مهم فیلم گشت.
ادامه دارد...
سید میلاد میرعلینقی

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

مقالات نقدی بر سریال بازی تاج و تخت(2)


مقالات نقدی بر سریال بازی تاج و تخت(2) shia muslim                   
از موارد مربوط به پرنسس دنریس تارگرین سوارشدن او بر اژدهایی سهمگین است که هر پژوهشگری را یاد اسطوره دیگری در تاریخ به نام ببلن میندازد.

 

در شماره گذشته، ضمن بررسی گذرا پیرامون تاریخچه کمپانی سازنده سریال «بازی تاج‌وتخت» به معرفی اجمالی این سریال و خاندان‎های مطرح در این فیلم پرداختیم.
در این شماره در نظر داریم به بررسی خاندان تارگرین‎ها در این فیلم بپردازیم.
یکی از خاندان‌های بسیار مهم در فیلم ؛خاندانی عجیب باقدرت های ماورالطبیعه هستند که از آن‌ها با نام تارگرین ها نام می‌برند.
تاراگرین ها خاندانی هستند که اصالتشان به جزیره‌ای اسرارآمیز به نام والریا بازمی‌گردد که حکم افسانه آتلانتیس در دنیای ما را دارد. ازدواج محارم و داشتن خون اژدها و موهای نقره‌ای خصوصیات تارگرین هاست و از مواردی است که در فیلم از آن‌ها یاد می‌شود.
همچنین آن‌ها به علت داشتن خون اژدها به‌صورت نسل به نسل ؛ نا سوختنی هستند و به داشتن یک یا چند اژدهای غول‌پیکر معروف‌اند.
چندین قرن قبل از شروع شدن فیلم ؛ شخصی قدرتمند به نام اگون تارگرین از والریاسوار بر اژدهایی غول‌پیکر به وستروس حمله می‌کند و هفت‌پادشاهی را تصرف و متحد می‌سازد.
پس از اگون ؛ سلسله تاراگرین ها نسل به نسل بر وستروس حکمرانی می‌کنند تا اینکه سلطنت به فردی نالایق می‌رسد و موجب شورش در وستروس می‌گردد و همین شورش باعث نابودی سلسله تارگرین ها می‌شود تا اینکه حکومت به دست دو لرد از هفت‌اقلیم به نام‌های رابرت باراتیون و  ادارد استارک و دخالت لنیسترها و چند خاندان دیگر ؛ سرنگون می‌شود و رابرتباراتیون به‌عنوان پادشاه وستروس تاج‌گذاری می‌کند.
از آخرین پادشاه از نسل تارگرین ها دو بچه می‌ماند که به قاره اسوس برده می‌شوند.این دو خواهر و برادر ؛ وسیریس و دنریسنام دارند که به‌شدت به نام‌های ایسیس واسیریس دو خواهر و برادر در اسطوره‌های مصر باستان شباهت دارند!!
شباهت دیگر این دو خدا با دنریس و وزیریس؛ ازدواج با یکدیگر است. اگرچه دنریس ووسیریس باهم ازدواج نمی‎کنند اما در فیلم اشاراتی به ازدواج تارگرین ها باهم به‌وفور شده است شباهت دیگری که خیلی هم عجیب است ؛ حکومت دنریس تارگریان بر رأس هرمی بزرگ در شهر مرین قاره اسوس است.
دنریس مدت زیادی بر رأس هرمی بسیار عظیم بر منطقه‌ای بزرگ حکمرانی می‌کند که این هم نکته‌ای جالب در مورد تاراگرین هاست.
از موارد مربوط به پرنسس دنریس تارگرین سوارشدن او بر اژدهایی سهمگین است که هر پژوهشگری را یاد اسطوره دیگری در تاریخ به نام ببلن میندازد.
ببلن را الهه شهوت در بابل باستان می‌خوانند که سوار بر اژدهایی هفت‌سر ترسیم می‌شده است.
برخاستن دنریس از آتش و سجده تعداد زیادی از مردم بر وی نشانگر ارتباط این پرنسس در فیلم باشخصیت‌های اسطوره‌ای دارد که پرستیده می‌شدند.
توجه داشته باشید که دنریس در اتش نمی سوزد و به جهت داشتن خون اژدها که آن‌هم آتش است ؛ آتش هیچ تأثیری بر وی ندارد و این جز آتش بودن عنصر دنریس نیست!!!
از نکات بسیار مهم در فیلم ؛ خدایان و مذاهب آن است که به آن اشاره می‌کنیم
در وستروس دو مذهب بیشتر وجود ندارد. یکی هفت خدا و دیگری مذهب شمال.
بیشتر مردم وستروس هفت خدا را پرستش می‌کنند که معبدی دارند به نام سپت در فیلم که توسط سپتون اعظم اداره می‌شود.
نوع این مذهب و چندخدایی آن بسیار شبیه مسیحیت است. و از طرفی سپتون ها و سپتا ها همان کشیش‌ها و راهبه های کلیسا و سپتون اعظم می‌تواند اشاره به پاپ یا اسقف اعظم داشته باشد که البته پاپ محتمل‌تر است.
نکته مهم در مورد این مذهب ؛ نماد آن است که به‌صورت ستاره هفت پر نشان می‌دهند. و ما میدانیم عدد هفت اگر با نور درآمیخته باشد ؛ می‌تواند نماد یهودیان باشد چراکه برای آن‌ها مقدس است. همچنین کلمه سپت بسیار شبیه به کلمه سبتاست که می‌تواند اشاره به روز شنبه (سبتیا شبت) و یوم شبات یهود داشته باشد.
البته شباهتش فقط در تلفظ است و می‌تواند بی‌ربط باشد اما وقتی در کنار موارد دیگر
مثل ستاره هفت پر بیاید ؛عجیب می‌شود!
شماره هفت در این مذهب، مقدس تلقی می‌شود. این باور وجود دارد که همانند هفت چهره خدا، هفت جهنم هم وجود دارد. هفت آواره ( همان سیاره برای وستروسی ها) در آسمان، هم مقدس محسوب می‌شود. حتی این باور وجود دارد که لطف و بخشش هم هفت جنبه دارد. وجود عدد هفت در مراسم مذهبی یا انواع اشیا، به‌گونه‌ای یک امضای مقدس محسوب می‌شود. مؤمنین به مذهب هفت، ستاره هفت پر، منشور کریستالی و تیر و کمان را به‌عنوان نماد مذهبشان استفاده می‌کنند.در مراسم مذهبی، به‌کرات از نور و کریستال به‌عنوان نماینده هفت جنبه دریک خدا استفاده می‌شود
یکی از نکات مربوط به دین هفت خدا ؛تغییر مذهبی است.توجه داشته باشید ابتدا معبد سپت توسط شخصی اداره می‌شد که سپتونی بی‌بند و بار بود. ناگهان یک تغییر بزرگ مذهبی صورت می‌گیرد و گنجشک اعظم جای سپتون بی‌بندوبار را می‌گیرد.
نکته مهم ؛ افراط بیش‌ازحد گنجشک اعظم و دار و دسته‌اش است که جالب اینجاست ستاره هفت پر را در پیشانی‌شان حک می‌کنند.یعنی ابتدا تفریط بود و سپس با آمدن گنجشک اعظم مذهبی افراطی بر وستروس حاکم شد.
شباهت بسیار زیاد این تغییر در مذهب فیلم ؛ به تاریخ بسیار حائز اهمیت است. به گفته بسیاری از پژوهشگران و برخی منابع تاریخی ؛ کاتولیک و پروتستان توسط یهود در دو عصر متفاوت به وجود آمد و می‌توان گفت لنیسترها مانند یهودیان باعث تغییر در مذهب شدند. تفاوت آنجاست که جای افراط‌وتفریط در فیلم با تاریخ بالعکس است.حتی شباهت بسیاری زیادی در چهره پاپ فرانسیس و گنجشک اعظم وجود دارد.

ادامه دارد...
سید میلاد میرعلینقی


مطالب مرتبط:

نقدی بر سریال تاج و تخت: http://masaf.ir/View/Contents/41306/%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%AC-%D9%88-%D8%AA%D8%AE%D8%AA-shia%20muslim

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

Ten points from Ahd prayer

ten

Ten points from Ahd prayer

Ahd prayer is a prayer aiming to form a connection between Imam Mahdi (PBUH) and us. In this prayer, we pledge allegiance to that Imam and we promise to do certain things and make preparations for establishing his Mahdavi government of “Justice”. This prayer acts as an illuminating guide for our activities.

  1. Love for Imam Mahdi (PBUH) must be collective.

We say in the “Ahd” (convention) prayer that: “Convey (our salutations) to our Master- Imam Mahdi- the Guided, the Upriser in your command- the Salutations of Allah be upon him and his Pure Fathers, from all believing men and women .” Convey to Imam Mahdi (PBUH) from whom? “from all” faithful men and women. That is an important point itself.

  1. The follower of a universal Imam should think universally as well

When we make a pilgrimage, we’d better consider it a pilgrimage on behalf of all the believing men and women. When we give alms, we’d better do so with the intention of averting disasters from all the believing men and women. We should not say “O’ God, forgive the believers who have prayed in this mosque.” What about other believers who said their prayers in other mosques? Include everyone. How ungenerous you can be!   If you are awaiting the universal Imam, then you should think universally as well. Anyone who is waiting for the public edification should consider the public welfare. Don’t differentiate between yourselves, your children, your community centers, and your mosques (and others’). “From all the believing men and women.”

  1. Love for Imam Mahdi (PBUH) is without borders

This boundless love in Ahd prayer is understood through these phrases: “فِی مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا”  in the east and west (of the earth) ‘وَ سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا”  in flat and mountainous lands, “وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا” in the sea and on earth.   See, how constructive this prayer is. What significance is there to explain about oneself or to introduce oneself? These phrases are inclusive. All (creatures). Seas, lands, plains, mountains, the east the west, an affection without borders. This is very beautiful.

  1. Including parents in prayers and pilgrimage dedicated to Imam Mahdi (PBUH)

In Ahd prayer we ask Allah to send greetings and blessings to Imam Mahdi (PBUH) on our behalf and on behalf of our parents; that is (we consider the) past generation as well as the current generation.

  1. How much blessings should we send to Imam Mahdi (PBUH)?

This prayer says that: “وَ زِنَةَ عَرْشِ اللَّه‏ وَ مِدَادَ کَلِمَاتِه” to the extent of the weight of God’s throne and to the extent of the divine words, “وَ مُنْتَهَى رِضَاه” to the extent of the last degree of His satisfaction, “وَ عَدَدَ مَا أَحْصَاهُ کِتَابُهُ” to the number that the book has counted, “وَ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُه” and to the extent of your knowledge. This means peace and blessings be upon Imam Mahdi, to the extent of heaven’s weight, to the extent of whatever has been written, and to the number of whatever God’s knowledge concerns.

  1. Expressing affection for Imam Mahdi (PBUH) on a daily basis

This is like calling a person to say “I love you” to them every day. We say in the prayer that: “O God, I renew my allegiance for today and all the days to come.” Dear Mahdi, I “renew” my allegiance to you today and every day.

  1. An Increasing affection

What does growing affection mean? It is said in the prayer that: “convention”، and after that it says a “pledge” which refers to sealing the promise and after that it says “allegiance”, which means(pledging allegiance). God Almighty! Do you see how the words are beautifully put together?

Ahd means convention (promise). In Ahd prayer we send our greetings and blessings to the Imam, which are some kinds of commitment. That is we make a promise to the Imam in the presence of God and then we strengthen it by sealing the promise.  Two people may promise each other something but they may not become intertwined. Pledge or sealing refers to form a bond.  One might promise, and seal it but he may not submit. When one says “allegiance” it means he is submitted, that is he further strengthens the bond. Therefore, “pledge” is to make a commitment to Imam Mahdi, “bond” is to make a contract with Imam Mahdi, and “allegiance” is to pledge allegiance to him and submit.

  1. An honorable affection

How good would it be to make this concept more prominent? Definite affection is expressed by this phrase: meaning on my neck. “عنق” means neck. Someone may love something but they may not be proud of it. Thus the prayer illustrates that this should be an honorable love.

  1. An affection along with all its steps

In Ahd prayer we say: “اَللّهُمَّ اجْعَلْنى مِنْ أَنْصارِهِ وَ أَعَوانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْهِ” that is to say I want to be present in all the steps. Because sometimes a person loves someone to the extent that they are willing to lend them a substantial amount of money but would ask to be part of the trip themselves. Sometimes they would lend the money but would not want to associate with that person anymore. And sometimes they may allow the person to accompany them but would not give them any money.  Thus love, depending on the person and situation, becomes strong or weak.

This prayer says: God may make me his helpers and Shias. “Shia” means follower. “انصار” and victory is where help is needed. “ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ“  and his defenders. If someone offends you, we would not stand it. “وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ“ we would not let anyone cause offence. We have religious zeal and we are proud of it.  Monopolisation in the way of truth is good. The first monopolist is God himself, because we should believe in His oneness. This is portrayed in the phrase: “ لا اله  ” I don’t believe in anyone “الا الله” except Allah.

  1. Love and action towards his satisfaction

 “عَلَى طَاعَتِکَ وَ طَاعَةِ رَسُولِک” means dear Mahdi, make me one of your Shias, but according to what you said. Any type of perseverance is not the point here. The perseverance that is based on Allah is the key, according to the Qur’an: “those who say, “Our Lord is Allah”, and, further, stand straight and steadfast,” (41:30).  “As thou art commanded” (11:112) means as you are commanded. It means to persevere according to “God’s” order, not according to your stubbornness and desire. If someone had a desire and insisted on their desire, it is not perseverance, it is stubbornness.

A perseverance is valuable that is based on “As thou art commanded”, according to a command. A perseverance that is in the way of God, the Prophet of God, and the Imam of God. “عَلَى طَاعَتِکَ وَ طَاعَةِ رَسُولِک‏”.

 

Hojatolislam Mohsen Qara’ati

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

رابطه ازدواج و توکل


ولید بن صبیح گوید: امام صادق ع فرمودند: هر کس از ترس اینکه مبادا نیازمند گردد همسری نگیرد بی شک به خداوند عز و جل گمان بد برده است (و او را قادر به دادن روزی بندگانش العیاذ بالله نمی داند) زیرا خداوند عزوجل فرموده است: «ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله» (اگر فقیر باشند خداوند از فضل اش آنها را بی نیاز خواهد کرد.) (سوره نور آیه32)(من لا یحضره الفقیه،ترجمه،ج5،ص12)

رسول خدا (ص) فرمودند:هر کس آرزو دارد پاک و مطهر خدا را دیدار کند پس با داشتن همسر او را ملاقات نماید(یعنی عزب و مجرد زیسته از دنیا نرود. مراد از ملاقات خداوند مرگ است) و هر کس ازدواج را از ترس تنگدست شدن ترک نماید بدون تردید به رازقیت خداوند سبحان، بد گمان شده است.(من لا یحضره الفقیه،ترجمه،ج5،ص12)

انسانی که توسط خداوند متعال خلق شده است دارای نیاز های مادی و معنوی بسیاری است.یکی از این نیازها، نیاز به ازدواج کردن است. یعنی انسان به وسیله ازدواج کردن هم نیاز مادی و جسمانی خویش مانند نیاز به برطرف کردن غرایز جنسی و هم نیاز معنوی خویش مانند آرامش روحی و روانی را بوسیله ازدواج کردن به دست می آورد.

روایات بسیاری داریم مبنی بر اینکه خداوند ثواب کثیری را بر انسان متاهل مشخص کرده و شاید بتوان گفت که هدف از این اعطای ثواب های بی شمار برای فرد متاهل این باشد که تحریک به ازدواج کردن، بشود. رسول اکرم (ص) می فرمایند: فرومایه ترین مردگان شما بی همسرانند.(من لا یحضره الفقیه،ترجمه،ج5،ص11) نکته بسیار عجیبی در این روایت وجود دارد و آن اینکه خداوند به صراحت از مردگان مجرد به نام فرومایه و پست یاد کرده و این همان تحریک کردن برای ازدواج است که گاهی از طریق  دادن ثواب صورت می گیرد یا گاهی از طریق منفی یعنی قبیح نشان دادن عدم ازدواج این اتفاق صورت می گیرد.

حالا همین خدایی که انسان ها را آفریده و به غرایز آنها آشناست می داند که یکی از دغدغه های مهم برای ازدواج، مساله مالی است و خدا می داند که این مساله، چالشی بزرگ پیش روی جوانان است.فلذا در آیه شریفه می فرماید که اگر فقیر باشند خداوند از فضل اش آنها را بی نیاز می کند.آیه این نکته را در بر دارد که ای انسان همانطور که خداوند تو را تشویق به ازدواج می کند خودش هم تو را از فضل و کرم اش در مساله مالی بی نیاز می کند.البته این به این معنا نیست که ما فعالیت و تحرکی نداشته باشیم و فقط بنشینیم و توکل کنیم، نه! فعالیت و حرکت از ما و برکت از خداوند متعال.

 

گروه پژوهش واحد خانواده (قندآب)

موسسه فرهنگی هنری مصاف

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

پیامد های طلاق



1- پیامد های فردی :

بسیاری از افراد پس از طلاق دچار مشکلات روحی متعددی می شوند؛ ازجمله: کاهش شدید اعتماد به نفس،
بی علاقگی به زندگی، احساس عذاب وجدان، احساس خشم، یأس، فریب خوردگی، عصبانیت، افسردگی و
دلتنگی و کاهش انگیزه و علاقه به کار. علاوه بر آن، خروج از رابطه زناشویی و ارتباط منظم جنسی، زنان و
به ویژه مردان را دچار فشارهای روانی می سازد. معمولاً طلاق، سبب فشار اقتصادی بر زنان نیز میشود. یافتن
شغل مناسب و اشتغال آنان در بخشهای غیررسمی، بی ثبات و پائین تر از شأن، از گرفتاری های زنان پس از طلاق خواهد بود.

2- پیامد های خانوادگی :

فردی که قصد بازگشت به خانواده پدر و مادری خویش را دارد، معمولاً منزلت سابق را ندارد و زندگی او در خانه مستقل نیز با عدم اقبال اطرافیان مواجه میشود. این امر در مورد زنان موجب کاهش ضریب امنیت آنان نیز خواهد بود.

از آنجا که طلاق معمولاً نشان دهنده عدم توانایی فرد در مدیریت روابط با همسر است، تمایل چندانی نسبت به ازدواج با فرد طلاق دهنده یا طلاق گیرنده وجود ندارد.

اگر زن و شوهر صاحب فرزند باشند پس از طلاق سرپرستی کودک به تنهایی برای پدر یا مادر مشکلات متعددی را به وجود خواهد آورد.(1)

پس از طلاق والدین، کودکان در سنین پیش از دبستان، معمولاً خشمگین یا افسرده می شوند. فرزندانی که به مدرسه می روند، افسردگی شدید خود را از جدایی والدین به صورت خشم و خشونت بروز
می دهند و درگیری با معلمان و افت تحصیلی در آنها بروز می کند. در دوران نوجوانی که افراد به استقلال بیشتری دست می یابند و از محیط خانه دور می شوند، زمینه بروز بزهکاری در آنها بیشتر است.(2)

عدم پذیرش جدی فرزند از جانب همسر جدید و نیز عدم پذیرش او از سوی کودک در موارد بسیاری اتفاق
می افتد.در ازدواج مجدد،فرزندان احساس می کنند دیگر جایی در خانه ندارند و فرد جدید، محبت و توجه پدر یا مادر را به خود جلب خواهد کرد؛ از این رو به شدت از سست شدن رابطه خود با پدر یا مادر نگران هستند. طلاق سبب گسست ارتباط فرزند از بستگان والد غیر سرپرست هم خواهد شد .

3- پیامد های اجتماعی :

برهم زننده تعادل انسان(3)، موجب کاهش انسجام و یکپارچگی اجتماعی ، برهم زننده تعادل روحی نیروی انسانی ، موجب بروز پیامدهای سهمگینی در حیات اقتصادی جامعه ،موجب افزایش آسیب های اجتماعی از قبیل اعتیاد به موادمخدر، الکل، افزایش نرخ خودکشی،ناهنجاریهای رفتاری جنسی و... ، کم بها شدن خانواده و ارزش های خانوادگی ، کاهش قبح اجتماعی طلاق، سلب اعتماد اجتماعی.

1- فرجاد،آسیب شناسی ستیزه های خانواده و طلاق ، ص 279

2- تایبر ، بچه های طلاق ، ص 40 تا 47

3- ساروخانی ، طلاق : پژوهشی در شناخت واقعیت و عوامل آن ، ص 120

جزوه درس خانواده و جمعیت صفحه 110 تا 113(به طور خلاصه)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

راهکار های کاهش فروپاشی خانواده

 

۱- پیشگیری از ایجاد اختلاف بین زن و شوهر: مهمترین عامل تداوم پیوند زن و شوهر، مهر و علاقه آنها
به یکدیگر است. این محبت در صورتی پایدار می ماند که آن دو به یکدیگر خوشبین باشند و هر یک،
دیگری را مونس و یاور خویش بداند . پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
کسی که میان زن و شوهری جدایی اندازد، غضب و لعنت خدا در دنیا و آخرت شامل حال او میشود و
سزاوار است خداوند او را در آتش بزرگ (در جهنم) اندازد و هر که قدمی در ایجاد اختلاف میان زن و شوهری بردارد، هرچند موجب جدایی آنها نشود، خشم خدا و لعنت او در دنیا و آخرت نصیب او میشود و خداوند با نظر رحمت به او نمی نگرد و هر که قدمی در جهت اصلاح رابطه میان زن و شوهری بردارد برای هر قدمی که برمی دارد یا سخنی که میگوید، ثواب یک سال عبادت که شبها به نماز و روزها به روزه بگذرد، به او عطا می کند.(1)

2- گذشت خردمندانه برای پیشگیری از طلاق؛قرآن می فرماید:
اگر زنی دریافت شوهرش با او بی مهر و از او رویگردان شده، باکی نیست که هر دو در میان خود طرح آشتی
افکنند که آشتی بهتر است؛ حال آنکه بخل و فرومایگی بر نفوس مردم غلبه دارد و اگر نیکی و پرهیزکاری کنید،
خدا به هرچه کنید، آگاه است.(2)

3- وساطت داوران؛ راهکار اسلام در این مواقع آن است که طرفین دعوا تصمیم دوباره درباره زندگی را به دست افراد دارای صلاحیت و آرامش روانی بسپارند.
4- توجه به مشکلات فرزندان؛ مشکلاتی که والدین پس از طلاق در مورد حضانت فرزند، دوری از او و تأمین مخارجش با آن مواجه میشوند، یکی از عوامل انصراف از طلاق خواهد بود.

۵ - توجه به پیامدهای اقتصادی طلاق؛ گاهی مردان با توجه به مسئولیت های اقتصادی طلاق از جدایی منصرف می شوند و به سازگاری ادامه می دهند.

۶- وقوع طلاق به نیکی و زیبایی؛ در قرآن مکرراً امر شده که وقوع طلاق باید به نیکی و با خوشرفتاری باشد در صورت پشیمانی متقاضی طلاق، این نحوه جدایی در آینده زمینه بازگشت به زندگی مشترک را سهل می سازد.

۷- ایجاد زمینه آشتی مجدد؛ براساس قوانین اسلامی، اگر طلاق به درخواست مرد باشد، زن باید در ایام عدّه در منزل شوهر زندگی کند و مستحب است در این ایام زن با به کارگیری استعدادهای زنانه خود، مرد را به سوی خویش متمایل سازد و کانون خانواده را در آخرین مرحله، ازفروپاشی کامل در امان دارد. در طول مدت عده، زن نباید از سکونت در منزل مشترک تا پایان مدت عده سر باز زند، مگر آنکه احتمال ضرر جانی یا مالی برای او وجود داشته باشد.(۳)(۴)

1- مجلسی ، بحار الانوار ، ج 73 ، ص 368-369

2- سوره نسا آیه 128

3- قانون حمایت از خانواده اعلام شررده که در طلاق رجعی و طلاق به درخواسررت مرد، ثبت طلاق منوط به ارائه گواهی کتبی حداقل دو شرراهد مبنی بر اسکان زوجه مطلقه در منزل مشترک تا پایان عده است که در صورت تحقق رجوع، صورتجلسه طلاق ابطال میشود

4- حر عاملی ، وسایل الشیعه ، ج 22 ، ص 217

جزوه درس خانواده و جمعیت صفحه 113-115(به طور خلاصه)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

The danger of apostasy

apostasy

The danger of apostasy of the awaiting people of the Promised Mahdi (PBUH)

The birth of Imam Jawad (PBUH), the ninth Imam of Shias, is one of the most blessed and propitious events in Shia’s history, because before this event, according to the divine wisdom of god, Imam Reza (PBUH) had to wait a longer time for his child. That’s why some of Ahl-al-Bayt’s enemies laid their hope on this issue and considered Imamate as a finished matter and on the other hand, the Shias were worried and were waiting for their next Imam.

But the birth of Imam Jawad (PBUH) made Ahl-Al-Bayt’s enemies hopeless and their friends happy.

The notable point is that one of the reasons of the prolongation of Imam Jawad’s birth (PBUH) is probably laid on this point that God had begun preparing Shias to wait for the infallible Imam since Imam Jawad’s period (PBUH). It means that waiting for meeting Imam happened in the process of Imam Reza’s (PBUH) childbearing, and after him, the next Imams prepared Shias for the days of absence of Imam of each era and waiting for his reappearance through planned programs.

Therefore, during his short but blessed life, Imam Jawad (PBUH) has always brought up the issue of the reappearance of the last savior who is the third child of him, and has tried to explain Imam Mahdi’s (PBUH) character and the way of his reappearance.

Shaykh Saduq, in his book Kamal ul-Din quotes from a person named Saqre-ibn-Dolaf and says: “I heard from Imam Jawad (PBUH) mentioning the names of the Imams after him and he became silent when he mentioned the name of Imam Hassan Askari (PBUH).

I asked Imam: who is the Imam after him?

Imam Jawad (PBUH) cried his eyes out.

And then said: after him, it is his child who is the standing one based on the right (not void) and he is the one who has been looking for”… (1)

In another narration, Imam Jawad (PBUH) was asked: who is Imam after Imam Hassan Askari (PBUH)? He said: indeed, it will be his child who shall be standing and waiting based on the right. He was asked again: O, you the son of messenger of God (PBUH), why do you call him by this name? He said: because he arises when his name disappears and most of those who believe in his Imamate will apostatize.

Then he asked: why is he called the awaiting person?

He answered: because his proof is his absence for a long time during which the pure people shall wait for his coming. (2)

‘Abd al-‘Azim al-Hasani told Imam Jawad (PBUH): I hope you shall be the uprising one from the family of Mohammad (PBUH), the one who fills the earth with justice as it was filled with oppression. Imam said: O’ Abu-al-Qasim, all Imams are here for uprising by the order of God and to guide the people toward the religion of God, but the one uprising by whom God will purify the earth from the unbelievers and fill it with justice, is the one whose birth is hidden from people, and will be out of people’s sight and they are forbidden to call his name. His name and nickname is the same with the messenger of God. He is the one, for whom the earth will be twined, and every difficulty will be easy for him and three hundreds and thirteen companions will come to him from far places which are similar to the companions of Badr in number, and he is Imam Mahdi (PBUH). Then he said: in Surah Al-Baqarah/148, God says: “and wherever you are, God will bring you all together. He has power over all things.” So, when this number of pure people are gathered for him, then God will reveal His reign, and when the number of his companions reached the full number of ten thousand people, then he will raise by the order of God, and he will kill God’s enemies until the God is satisfied. ‘Abd al-‘Azim said, I asked Imam: O’ my lord! How will he know the God is satisfied? Imam said:  his heart will be inspired by the mercy of God. And when he enters Medina, he will take out Al-lāt and Al-ʻUzzā and burn them. (3)

In another narration, it is narrated that ‘Abd al-‘Azim al-Hasani says: “I wanted to ask Imam Jawad (PBUH) about the standing Imam; is he Mahdi (PBUH) or another one?

Before I ask such question, Imam Jawad (PBUH) answered it, he said: during his absence, waiting for him is obligatory”. Following this narration, the below sentence has been quoted by Imam Jawad (PBUH):

And the Almighty God settles his affairs in one night, as he settled Moses’, he went to bring fire for his family, (4) he returned while he had been chosen as the prophet. Then Imam said: the best deed our Shias can do is waiting for his coming. (5)

 We wish God will count us as the companions of Imam Mahdi (PBUH) during his absence and reappearance. (If God is willing)

References

1- Ikamal al-Din: It is narrated from ibn Obdus from ibn Qutayba from Hamdan ibn Sulaiman from Soqre ibn Dolaf who said: I heard from Imam Jawad (PBUH) that said: The Imam after me is my son Ali. His command is my command, his statement is my statement and following him is the same as following me, and the Imam after him is Hassan, his son. His command, statement and order is his father’s command, statement and order. Then Imam became silent. I said: O’ the son of messenger of God! Who is the Imam after Hassan? The Imam shed tears and said: after Hassan, it is his child who is the one who shall raise by right and is the one who has been looking for. I said why he is called the standing one? He said: because he arises when his name is forgotten and most of the people who believe in his Imamate apostatize. I said: why is he called the one who has been looking for? He said: because he will be absent for a long time, those who love him will await for his reappearance, those who doubt him will deny it and those who oppose him will mock it! There are many people who determine the time of reappearance many times, those who are in hurry for his reappearance will perish and those who yield to his right are blessed, Bihar al-Anwar, vol.51, p.30

2- Al-Ghayba

3- Kamal al-Din, vol. 2, Mekyal al Makarem, vol.1

4-Referring to the Surah Ta-Ha, the verses after the verse 10: when he saw a fire, he said to his family: ‘stay here, for I can see a fire. Perhaps I can bring you a lighted torch or find at the fire guidance.

5- Ikamal al-Din: Al-Daqaq quotes from Mohammad-Ibn-Harron Al-Raviani and he quotes from ‘Abd al-‘Azim al-Hasani that says: … (Bihar al-Anwar, vol.51)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰